جمعه، مهر ۲۴، ۱۳۸۸

بعد از چندروز تنهايي

اي كاش همه‌تان مثل من يك فرشته مو فرفري در خانه داشتيد..
كه صبح آرام صدايش مي‌زديد و او دست مي‌كشيد روي صورت خواب آلوده‌اش و سرش را كمي مي‌چرخاند و يك انحناي دوست داشتني به بدنش مي‌داد
كه بعد يك صبحانه دو نفره تپل مي‌زديد و او در ليوان نارنجي‌‌اش هي چاي مي‌خورد و نان و پنير و كره و عسل و هي حرف مي‌زد و شما هي گوش مي‌داديد.. كه فكر مي‌كرديد دنيا انگار وارونه شده و شما اين وارونگي‌اش را چه همه دوست ‌داريد.
كه بعدترش شما هي باز خدا را شكر مي‌كرديد براي داشتن‌اش و براي فرشته كوچكتان تعريف مي‌كرديد كه چطور پريشب در خواب صدايش را شنيديد كه صدايتان مي‌زده و نيمه شب در خانه و راهرو و حياط به دنبالش پرسه زده‌ايد و نامش را بلند بلند تكرار كرده‌ايد. كه او از خنده ريسه مي‌رفت و سرش را خم مي‌كرد و موهاي سنگين‌اش آويزان مي‌شد و شما هي عكس مي‌گرفتيد و او هي شاكي مي‌شد و شما باز از شاكي شدنش هم عكس مي‌گرفتيد تا شايد بشود اين لحظه‌ها را به زور يك گوشه‌اي نگه داشت. يك گوشه دوست داشتني كه بعدها بشود هي بارها و بارها مرورشان كرد
كه بعد او مي‌رفت بيرون و با يك كيسه پر از خوراكي‌هاي هيجان انگيز برمي‌گشت و مي‌نشستيد جلوي تلويزيون -فقط محض اينكه جايي باشد براي نشستن، نه اينكه مثلن بخواهيد برنامه‌اي نگاه كنيد - و چيپس‌ها را كه هي فرو مي‌كرديد در كاسه ماست، فكر مي‌كرديد كه بالخره مي‌رسد روزهايي كه باهم نباشيد و چيپس‌هايي كه هيچ‌گاه مزه اين چيپس و ماست را نخواهند داد..
اي كاش شما هم مثل من يك فرشته مو فرفري در خانه داشتيد
.


۸ نظر:

مهرداد شهابی گفت...

رعنا، می گم بیا این طوری بگو:" کاش مثل من...داشته باشید." بعدشم بیا اون بخش روزهایی که با هم نباشید رو حذف کن...ـ

من می میرم واسه این لحظه های دوتایی با فرشته های خونمون...ـ

R A N A گفت...

:) chaaashmmmMMm

عروسک کوکی گفت...

salam rana............hatman mitooni hads bezani be chi fek kardamo chi oomad too zehnam:(manam fereshteye moo ferferie khaharam boodam:(ke miraftam vasash khoraki migereftamo ba ham mikhordimo be dadasham hichi nemidadim bas ke aziatemoon mikard:(hala delam vase hame oon rooza tang shod,nemidooni cheghad gerye kardam ba neveshtat.......are rana!khoob kari mikoni ke be roozaye naboodane hamdige fek mikonid ,ma hichvaght in fekro nakardimo ghadre hamo khoob nadoonestim,rooze akhar taze famidam chi daram az dast midam:(movazebe ham bashid......in rooza bargashtani nistan:(

R A N A گفت...

saraah :(bebakhshid khob! nemikhastam narahatet konam ke.
avazesh mamano babat hanooz ye fereshteye moo ferferi too khoone daran :) havaaset bee oonaa basheeee ;) hoom?

عروسک کوکی گفت...

haaaaaaaaaaaam!na narahatam nakardi,khoobe gahi be yadeshoon gerye kardan,doost daram:) are havasam beheshoon hast,ama bazi vaghta kam miaram:/kheili adamaye pichide eean........vali khosh be halet abjit ajab khahari dare:D man ke kheili doosesh daram,kash khaharesho be manam gharz bede:D

Aida گفت...

منم یه دونشو دارم، اما اون به جای 2 سال و نیم، 9 سال و نیم کوچیکتره و برعکس چیزی که ممکنه اول فکر کنن همه، این همه سال یه جور منحصر به فردی نزدیکمون کرده به هم ... اینکه تا از مدرسه میاد با نفس نفس از دوستاشو اتفاقا حرف میزنه، اینکه وقتی کمکش می کنی واسه کاردستیش، صبح یادداشت صورتی کوچولوشو میبینی که نوشته بهترین خواهر دنیایی، اینکه کلی راز مگو و الکی دارین دوتایی با هم ... خدا به نظرم همه رو دوس داشته، اما اونایی که دوتا خواهرن رو یک کمی شاید بیشتر دوس داشته! (بدجنسی:دی)ء
.
راستی فرشته من موهای لخت خرمایی داره
;)

Aida گفت...

تصحیح میشه:
3 سال ونیم
*

R A N A گفت...

:) akheeeeeeeeey naaaaZiii
commenteto kheily doost dashtam
:*
mamnoon