چهارشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۸۸

آدم‌هاي تازه

براي من كم پيش مي‌آيد اما،‌ اين روزها يك جوري در تعادلم با آدم‌هاي دنيايم. يعني يك جور خوبي هيچ پُزيشن خالي ندارم. يعني ظرفيت تكميل. آدم جديد نمي‌پذيرم. همه چيز سرجاي خودش است. اين است كه مي‌گريزم از محيط‌هاي تازه، آدم‌هاي تازه، دوستي‌هاي تازه.. يعني خواستم بگويم اگر جواب حرف‌هاي بعضي آدم‌ها را با تنها با يك لبخند كج لوس مي‌دهم، اگر با همان بعضي‌ها چاي نمي‌خورم، قدم نمي‌زنم، دعوت‌هاي كوچك قشنگشان را قبول نمي كنم و چه و چه و چه يعني اين نيست كه آدم‌هاي جذابي ، دوست‌هاي خوبي، همكارهاي با مرامي، يا هرچه نيستند.. فقط چون آدمِ تازه‌اند
همين
.

هیچ نظری موجود نیست: