بدی شهرهای بزرگ این است که آدم های تنها در گوشه های دورش گیر میافتند.
.
یکشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۹۲
از وحشت مطرود ماندن، مذبوحانه آدم ها را وامدار خود نکنید. پایبندی اگر بر وام-داشتن بنا شد بجای دوست داشتن، بودن ها بوی گند التماس میگیرند.. ضمن اینکه آدم ها برای باز پس دادن وامشان پی کسی نمی افتند، به هوای بازستاندن طلبشان شاید.
وقتی هرروز تصادفن در خیابان های شلوغ و مترو و اتوبوس و تاکسی و چه و چه و چه، دست کم سه چهار نفر آشنا می بینی؛ می فهمی در شهری بیست و پنج ساله شدن یعنی چه. می ترسم روزی از این شهر بروم، بی که قدر این هدیه های کوچک خدا را دانسته باشم. .