شنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۸۹

زبانم مي آيد بيرون

كلي كار سرم ريخته. خرده‌ريزهايي بايد به مدل پايان نامه‌ام اضافه كنم كه اگر بماند براي بعد،‌ قطعا فراموش مي‌شود. تا نيم ساعت ديگر بايد براي يك جشن كوچك خانوادگي آماده شوم. حافظه دوربينم را بايد خالي كنم. لباس‌هاي روي تخت را در كمد آويزان كنم. اما چهره آن دختر عينكي با مانتوي تنگ سبز و دهان نيمه باز، از جلوي چشمم كنار نمي‌رود. جلوي آينه كه ايستاده‌ام و تندتند سايه مي‌زنم پشت پلك‌هام، دهانم براي يك لحظه باز مي‌شود و همين يعني اينكه اگر نيايم و اينجا راجع به دختري با دهان باز ننويسم،‌ تا آخر شب هي مدام دهانم را باز و بسته مي كنم و هي حواسم مي‌رود به دهان مردم و خلاصه..‌ اين است كه حالا اينجايم.
بعضي از مردم دهانشان هميشه باز است. منظورم اين نيست كه لبهايشان هميشه روي هم نيست. نه!‌ دهان‌شان هميشه باز است، به معناي دقيق كلمه. من هيچ وقت نتوانستم بفهمم چرا و چطور. به نظر من كار سختي‌ست كه دهان آدم هميشه باز باشد. من اگر قرار باشد دهانم به اين ابعاد باز باشد، بدون شك بعد از چند لحظه زبانم مي‌آيد بيرون. نمي‌دانم! شايد زبان من زيادي دراز است! اما به نظرم كار سختي‌ست كه دهان‌ت اين همه باز باشد و زبانت بيرون نيايد.
شايد نبايد اينجا بنويسم اما خواهرم يك مدت همين عادت را داشت. دهانش را هميشه باز نگه مي داشت. اما اعتراف مي كنم كه هيچ وقت زبانش بيرون نيامد. من به عنوان يك خواهر بزرگ‌تر خيرخواه،‌ از كوچك‌ترين فرصت‌ها استفاده مي‌كردم و با بيشترين اغراق ممكن ادايش را در مي‌آوردم تا خودش را اصلاح كند. كمي بي رحمانه بود اما نمي‌توانستم بگذارم دهانش همان‌طور باز بماند! روشم به خوبي جواب داد و بعد از چند ماه دهانش با تقريب خوبي براي هميشه بسته شد.
.

۴ نظر:

pardis گفت...

دهان باز علاوه بر اینها کلی دیفکت صورتی و دندانی هم ایجاد میکند.
گفتم بگم درسمو بلدم، به هر حال!!

R A N A گفت...

والا خب! چه کاریه؟
مرسی که گفتی. بلکه دهان-بازان، بخوانند و ببندند
:P

محـمد گفت...

ديروز داشتم به همين فكر مي كردم و فكر مي كردم كسي هست كه به اين توجه كنه؟ انتظار هرچيزي رو داشتم جز يه پست درباره دهان نيمه باز!

S A E E D E H گفت...

بابا بعضیا بیچاره ها به خاطر همون مشکلات فکی دهنشون همش باازه.. البته بعضیا..!:ی
خیلی خوب بود... کلی خندیدم!!:ی