سه‌شنبه، مرداد ۱۹، ۱۳۸۹

یک وحشی آرامم

چطورم؟ یک از طوفان گذشته ی آرام بی رمقم. دنیا و آدم هاش، دنیام و آدم هام دور سرم می چرخند. فاصله دارم با تک تکشان. کسی حرفم را نمی فهمد انگار. هیچ کس. هی هرروز تنهاتر می شوم و این تنهایی م را دوست تر دارم. بس که چیزی واقعی تر از آن در دنیا وجود ندارد.
.

۳ نظر:

ali گفت...

may i have your email? for sending my private opinion :)

موفرفری گفت...

آدم همیشه تنهاست. تجربه کرده ام. باهاش مواجه شو. نذار بچرخند. همین ها همین ها که نمی فهمند..انقدر مهمند...انقدر مهمند ...لعنت به کل طوفان ها. طوفان بخشی از آن چرخش است. طوفان انقدر ها هم بزرگ نیست. تجربه کرده ام. کشیده ام که می گم

月光 گفت...

این پستتو امروز هی خوندم و هر بار واقعی تر از قبل بود.
انگار حداقل تو تنهایی ام تنها نیستم.