جمعه، آبان ۲۸، ۱۳۸۹

اعتراف می کنم که با کلمه "داف" خیلی دیر آشنا شدم. قبلترش؟ خودم اسم گذاشته بودم برای دخترهای داف. بهشان می گفتم "دوست-دختر". یعنی مثلن وقتی می گفتم فلانی خیلی دوست-دختر است، یعنی این بود که فلانی خیلی داف است. بعد هیچ بار معنایی مثبت یا منفی هم نداشت برایم این کلمه. هنوز هم ندارد. فقط می دانم که داف نیستم و نمی خواهم باشم. برای همین گاهی که دوستان و آشنایان بنا به تعارف یا هرچه در میان سلسه صفت های دوست داشتنی زنجیر وار مهربان، مرا "داف" خطاب می کنند، گوشزد می کنم که ناز و خوشگل و عزیز و ملوس و با نمک و مامان را قبول می کنم، اما داف را نه. بعد این یعنی این نیست که از نظرم داف بودن بد باشد یا هرچه. اینکه می گویم داف نیستم و نمی خواهم باشم تنها یک دلیل ساده دارد. قوانین دافی در موردم صدق نمی کند. قوانین دافی؟ قوانینی که مربوط به لباس پوشیدن و رنگ پوست و مو و مدل آرایش و ناخن است. اصولن در و داف جماعتی هستند که رنگ موهاشان همه با هم عوض می شود. مثلن در یک برهه از زمان همه بِلُند هستند، در یک برهه از زمان همه مش، همه نسکافه ای، همه فندقی یا چه و چه و چه. لباس هاشان معمولن مشکی و تنگ و پرنگین است. یعنی می خواهم بگویم از امتحان کردن مدل های من در آوردی هیجان انگیز در لباس پوشیدن و انتخاب زیور آلات به شدت اجتناب می کنند. و همیشه مطابق آخرین مد و البته خیلی هم شیک و مرتب ظاهر می شوند. کاشت ناخن و عمل دماغ و نگین دندان و ناف، از فاکتورهایی هستند که به داف بودن کمک می کنند. البته هرکس ناخن کاشت و دماغ عمل کرد داف نیست و هر دافی هم لزومن ناخن نمی کارد و دماغ عمل نمی کند. اما ارتباط تنگاتنگی بین دماغ عملی و ناخن های مصنوعی با جماعت داف وجود دارد. مدل آرایش کردنشان بیشتر شبیه به پیاده کردن تکنیک است. با آن همه متریال روی پوست و خصوصن مژه شبیه به عروسک های پشت ویترین مغازه می شوند. همان طور زیبا و بی نقص و همانطور دور و خالی.
خلاصه اینکه، داف ها خوب اند. عروسک های زیبای دنیای اطراف، پیش تازان عرصه پیروی از مد، بالاخره جمع بی آزار و چشم نوازی از هم وطنان مان هستند. و من از همینجا اعلام می کنم که: من داف نیستم. اما داف ها را دوست دارم.
.

۳ نظر:

Moji گفت...

من هم با دخترهایی که آرایش میکنند یا نمیکنند مشکلی ندارم. اصلا هر کس به خودش مروبوط است. اما از جنسیت زدگی زبان خوشم نمی آید. واژه داف یک جورهایی برایم بار منفی دارد. حس میکنم استفاده از آن بی احترامیست تا تعریف کردن از کسی. خوشگل و خوشتیپ و... را همچنان ترجیح میدهم. نمیدانم داف چگونه وارد زبان فارسی شده است ولی در انگلیسی معنای خوبی ندارد.

فروغ گفت...

دیوانه! D:

فاطمه گفت...

منم دوستشون دارم!!