جمعه، خرداد ۲۰، ۱۳۹۰

تمام پرسنل واحد بازاریابی با هم استعفا داده اند. حالا مانده مدیرش فقط. تک و تنها.. به نظرم حرکت جالب اکشنی آمد. دلم می خواست من هم در واحد بازاریابی بودم و استعفا می دادم. اینجایی که حالا هستم استعفا دادنش لطفی ندارد. یک نفر تک و تنها استعفا بدهد هیچ چیز عوض نمی شود. اصلون جرئت دست جمعی به خرج دادن هم کار آسانی نیست. شاید هیچ وقت در زندگی م محیا نشود که در یک استعفای دست جمعی شرکت کنم.. حالا فقط می خواهم بمانم و ببینم خانم مدیر، با این همه پروژه نیمه تمام چه می خواهد کند. دلم می خواهد به عنوان نماینده فروش هی هر روز ایمیل بزنم و پروژه های نیمه تمام را پیگیری کنم. یعنی مثلن من از کجا بدانم تو تنها شدی؟ من پروژه هایم را می خواهم. تو هم بنشین بزن توی سرت. هاهاها.. راستش را بگویم؟ من اگر جایش بودم همین فردا استعفا می دادم می رفتم. بهتر نیست واقعن؟
.

۳ نظر:

Introspection گفت...

یه غلط دیکته ای پیدا کردم: اصلون!!
تصحیحش کنید لطفا!!
(:

R A N A گفت...

این که غلط نیست.. درستش همینه اتفاقن. غلطای واقعنی پیدا کنید، جایزه بگیرید
:P

Introspection گفت...

... مدل جرزنی ش...
:)