شنبه، آذر ۲۰، ۱۳۸۹

جمجمه زیبای من

ما آخرش همه در این شهر بزرگ سیاه خفه می شویم و این خیلی غم انگیز است. مثل یک جنایت بزرگ بی سابقه. شاید قرن ها بعد یک تیم باستان شناس، کلاهک برج میلاد را از زیر خاک بیرون بیاورد و اعلام کند که در این بیابان بی آب و علف، قبلتر مردمان زیادی زندگی می کردند. بعد از روی جمجمه هامان تخمین بزنند که چند میلیون آدم، همزمان بر اثر مسمومیت جان داده اند. چهره مبهوت باستان شناسان را میان آن همه جمجمه سفید که با گودی سیاه چشم ها بهشان زل زده اند تصور کنید.. و سلسله سوالات بی جواب: مردم این شهر که بوده اند؟ چرا اینجا را ترک نکرده اند؟ چه چیزی مردان و زنان و کودکان را میان سم و دودِ خیابان ها و خانه های این شهر نگه داشته بوده؟ آیا این یک خودکشی دسته جمعی بوده است؟ یا مجازات یک گناه نابخشودنی؟ آیا گنجی زیر خاک این شهر مدفون است که میلیون ها آدم را همراه خود زیر خاک کشیده؟
.

۵ نظر:

مهرداد شهابی گفت...

بابا فردا قراره بارون بیاد DD: اینا دردِ زایمانِ بنزین ِ ملّیه خُب p:

فهیمه گفت...

سلام
واقعا هم داریم خودکشی میکنیم و همه می دانیم
راستی چند روزی است وبلاگتون باز نمیشد و پیام میداد این وبلاگ یافت نشد
ولی امشب چشممان به جمال وبلاگتون روشن شد :-)

hossein mohammadloo گفت...

این بحث کلاهک برج میلاد رو من نفهمیدم که چرا از زیر خاک بیرون بیارن ؟؟؟؟؟
:)

Moji گفت...

یادم میاد یه زمانی این کتابای انرژیهای نو و... رو میگرفتیم میخوندیم. هیچ وقت هم کسی به طور جدی اینا رو دنبال نکرد، هیچ کجای دنیا. هستند یه سری جاها ولی در مقایسه با سوخت فسیلی هنوز کلی راه است. ولی یه زمانی میرسه که آدما مجبور میشن بهش فکر کنن. اگه تا اون موقع همدیگه رو تو جنگ نابود نکرده باشن!

فروغ گفت...

شاید. چن روز پیش من و تو 2، یه مستندی نشون می داد از فاجعه ی چرنوبیل. بعد منم به یه همچین چیزایی فکر می کردم تا شب.

چقد خوب که طاقت نیاوردی 2 هفته ننویسی! D: