نوشتن عجیب است، چون انگشت اشاره دست چپم شکسته و در آتل است. بعنوان یک راست دست، شکستن انگشت دست چپ نبایستی به نوشتنم خللی وارد میکرد، اما می کند چون روی کاغذ نمینویسم. هفته پیش دوست ایرلندی نویسنده ام را در برلین دیدم. در روستایی اطراف نیس زندگی میکند. گفت شروع کرده است یادداشت های روزانه اش را به زبان فرانسه نوشتن، و این محدودیت چقدر برایش آزادی بخش بوده است. محدودیت انگشت مرا یاد محدویت دانش زبان انداخت، که از اساس بی ربط است. این یکی فقط سرعتم را اندکی کمتر کرده است. چون باید حواسم باشد حروف انگشت اشاره را با انگشت وسطیم تایپ کنم. تقریبا مطمئنم بعد از هفت هفته که آتل را باز کنم، دیگر برای نوشتن به انگشت اشاره احتیاج ندارم چون تا آن روز انگشت وسطی به وظایف سنگینش خو می گیرد. این را براساس تجربه میگویم. حدود ده سال قبل دست راستم شکسته بود و انگشت کوچکش حس نداشت. تا پیش از آن نمیدانستم برای نوشتن اینقدر از انگشت کوچک استفاده میکنم. مدتی طول کشید تا عادت کردم حروف انگشت کوچک را با انگشت انگشتر تایپ کنم. طوری که وقتی حس به انگشتم برگشت هم برای نوشتن از آن استفاده نمیکردم و انگشت کوچکم به حالت نیمه مچاله مثل یک زائده از کنار دستم بیرون زده بود. مثل یک تکه گوشت و استخوان اضافه. مثل انگشت ششمی که دورش نخ میبندند تا کبود شود و بیافتد. اینقدر دیدن بلاتکلیفی این انگشت برایم آزاردهنده بود که بالاخره بعد از چند سال مقاومت تسلیم شدم و آگاهانه بسیار تلاش کردم تا انگشت کوچک را هم هنگام نوشتن بازی بدهم. در این حد که اگر از سر عادت حرفش را با انگشت انگشتر تایپ میکردم، کل کلمه را پاک میکردم و از نو و اینبار با انگشت کوچک مینوشتم. هنوز که هنوز است، گاهی انگشت وسطی حروف انگشت کوچک را تایپ میکند، اما چون همیشگی نیست با آن کنار آمده ایم.
از حق نگذریم، با انگشت شکسته، تایپ کردن بسیار راحت است. اما بچه داری تا دلتان بخواهد سخت. ظرف شستن، کاملن غیر ممکن. در خیالم میبینم که جنگ تمام می شود و مامانم می آید و در کارهای خانه و بچه داری کمکم میکند. همانطور که ده سال پیش وقتی دستم شکسته بود مامان اینجا بود.
جنگ وارد هفته چهارم شده است. و من کم کم دارم یاد میگیرم استرسم را مدیریت کنم و کمی از اخبار دور بمانم. و این عادت کردن به جنگ، از زشت ترین عادات است. و این دست نکشیدن از فریاد عدالت خواهی زدن، از سخت ترین دست نکشیدن هاست.
.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر