یکشنبه، بهمن ۱۷، ۱۳۸۹

امروز در شرکت بحث قشنگ زیبایی شناسی ای داشتیم سر میز ناهار . بحثمان از شهرها و کشورها شروع شد و رسید به اینکه مثلن دماغ عملی مثل دوبی است. دماغ کج قوز دار مثل پاریس.
با اینکه یک عالم آدم جیغ کشیدند، من دوبی و کانادا را گذاشتم در یک گروه. زیرگروهش می تواند کیش باشد. استانبول و فرانسه را هم در یک گروه دیگر. سرگروهشان می شود شیراز مثلن (سلام سارا) بعد آدم نهایتن دلش بخواهد دو روز برود دوبی جیغ بکشد فقط. هیچ کس دلش نمی خواهد آنجا بماند. (هیچ کس در اینجا یعنی من!) استانبول اما از آن شهرهاست که دلت را باید تا ابد بگذاری کنار اسکله ها و مرغ های دریایی ش. دماغ قوزدار کج هم همین است. نه حالا قوز در حد رشته کوه آلپ ها، از این ناصافی های کوچکی که بیشتر آدم های اورجینال روی دماغشان دارند. می دانید؟ این روزها در تهران گاهی دلم برای استخوان وسط دماغ تنگ می شود. بس که همه آدم های اطراف به جای استخوان، در آن قسمت یک قوس فانتزی دارند فقط. می دانم که دماغ های عملی، دماغ های قشنگ تری هستند و آدم ها با آن دماغ ها، آدم های زیباتری می شوند؛ اما اصالت چهره را می گیرد. یک داستانی یکبار خواندم که مردی عاشق خالیِ ابروی زن زیبایی شده بود. خالی ابرو یعنی رد شکستگی مثلن. روزی که زن به حالت سورپرایز خالی ابروش را دوا درمان کرد، مرد برای همیشه ترکش کرد. من اگر مرد بودم از این مردها می شدم حتمن. اصالت چهره، شهر، آدم یا حالا هرچه، است که جذبم می کند نه کمالش. اصالتش به چشمم زیبا می آید و به دلم می نشیند؛ نه انطباقشان با مدرن ترین الگوهای دنیا.
راجع به چشم هیچ توضیح منطقی ندارم که چرا از چشم های درشت خوشم نمی آید. به نظرم آدم هایی که چشم های درشت دارند، انگار درشان خیلی باز است! آن همه نگاه لخت را آدم کجای دلش بگذارد آخر؟ چشم ها باید کشیده و کوچک باشند. یاد ژاپنی ها می افتید؟ آره مثلن. نمونه های غیر ژاپنی ش را هم زیاد دیده ام از برادران وطنی. اصلن چشم درشت در مردها مانعی برای عاشق شدن من بر آنهاست. (شانستان را امتحان نکنید. جواب نمی دهد) اولین بار که در یک گفتگوی نسبتن رمانتیک شنیدم که چشم هایم درشت است حسابی جا خوردم. فکر کردید راحت زیربار رفتم؟ اشتباه کردید. شمشیرم را از رو کشیدم که هیچم اینطور نیست. بعد برداشتم اسم هرآنچه دختر چشم-درشت که می شناختم ردیف کردم و گفتم پس اینها چی اند؟ بعدتر کاشف به عمل آمد که برداشته بوده چشم های مرا با چشم های خودش مقایسه کرده - که البته دو تا چشم خیلی کوچک کشیده بودند- از آن به بعد یاد گرفتم طوری آرایش کنم که چشم هایم کوچکتر به نظر بیایند.
همه اش را نوشتم، بگذارید این یکی را هم بگویم روی دلم نماند. عاشق سرهای تراشیده ام. یعنی اگر پسری می خواهد مرا بکشد، باید برود موهایش را از ته بتراشد. موی سر تا جایی خوب است که فرم جمجمه را نپوشاند. یعنی قبل از اینکه به یک بند انگشت برسد. بعدتر هرچه بلندتر شود از جذابیت آدمه برای من کاسته می شود.
الان از نظر شما من چی ام؟! یک روانپریش خواب‏آلو؟
.

۱۳ نظر:

hossein mohammadloo گفت...

جدی استانبول انقدر خوبه ؟؟
10 روز دیگه باید صبر کنم ببینم راست میگی!
این طلایه قبول نکرد بیاد که
با بکس یونی باید خیلی مزه بده
در مورد چشم گنده ها هم کاملا مخالفم :)

R A N A گفت...

baba saligheyie! be nazare man are. vali nazare adama ma'moolan be nazare man nazdik nis

hossein mohammadloo گفت...

istanbul saligheEie ya cheshm e doroshto inaaa ???
:))

چکاوک گفت...

خانوم خانوما! اصالت رو همه جای متنت غلط غولوط نوشتی. برو درستش کن. همون روانپریش خواب آلوئه ای تو به نظرم!
استانبول رو خیلی وقته دوست دارم یه جایی از زندگیم بچپونم. نشده هنوز. ایشالا یه روز سه نفری باهم! خدا رو چه دیدی؟!

AteFe گفت...

کلن من فکر می کنم. استانبول از اون شهرهای خیلی خیلی با اصالته
با اون کوچه های سنگفرشش و صندلی های کنار خیابون.

R A N A گفت...

چکاوک: :)) کپی پیست نکرده بودما بخخخخخخدا! آره! سه تایی. پاریس هم سه تایی خوبه ها ;)
عاطفه: من از این شهر سیر نمی شم.

dreamer گفت...

شاهكار
عالي
رعناي هميشگي
يادآوري مي كنم كه نويسنده محبوب مني!
;)

فاطمه گفت...

من عاشق دیدگاهاتم!این اصطلاح اصالت چهره رو خیلی دوست داشتم! منم مثل دیریمرم:نویسنده ی محبوب منی!

S A E E D E H گفت...

عالی که نمی شه نگف جوجــــــــه!!
اما یتی جی کانادا و دبی و می ذاری تو یه کتگوری؟؟؟ بابا این جا آدما این قد آآآآآرومن... این قد شهر سوت و کوره که دیوونه می شی! دی و تهرون و نیویورک بیشتر به هم میان هاااا
دیگه اینکه- نه رعنا جشات درشته و کشیده... مث چشای مینیاتورا...:دی عینهو چشای من!:دی
اون قوز دماغ رو شدیدا پایه ام!!!!
لایک به این سلیقه ی وحشیت:***

R A N A گفت...

سعیده: :):*
نظر شمارو راجع به کاناده می پذیرم چون ندیدمش! فقط منظورم این بود که تو گروه پاریس نیست :دی
همه بقیه: مرسی. مرسی. مرسی. مرسی. :دی :دی

عروسک کوکی گفت...

رعنا!!!یعنی الان من به دلت نمی شینم؟!دماغم که عملیه،چشمامم درشته!:(((رعنای دروخگو!!!!:((((((((

R A N A گفت...

سارااااااااااااا! نه!!! تو موهات فرفرییییی نازه. تو چشششات برررق می زنه! (چشم ریزو واسه دوست پسرا گفتم دوست دارم)تو شررری، نازی، شیطونی، کلن هم قبل عمل دماغت عشقولی بودی هم بعدش.کلن هم پست های وبلاگ منو نباید زیاد جدی گرفت، دیدی دو روز دیگه خودمم دماغمو عمل کردم! والا ;)
تازه، تو مگه اینجارو میخونی هنووووووووووز؟ :*

عروسک کوکی گفت...

پس فکر کردی نمی خونم؟!!!!تنها چیزی که می خونم همین جاست!امازیاد با کامنت گذاشتن میونه خوبی ندارم:D دلم واست تنگ شده رعنا:(دلم واسه خیلی چیزا تنگ شده رعنا:((((((((((((((((رعنا جونم:(((((یادته چقدر دلم واسه خواهر و دادشم تنگ می شد؟!حالا اینجا به اون دو تا نزدیکم و از مامان و بابا و همه ی دوستام دورم......حالا صدها برابر بیشتر دلم تنگه رعنا:(اینجا همونقدر که می گن خوبه و همونقدر هم که می گن آدم از دلتنگی می ترکه................معلومه که اینجارو می خونم رعنا!!!تا آخر عمر می خونم:***