شنبه، دی ۳۰، ۱۴۰۲

رد لب

 احساس می‌کنم این پاییز و زمستون کلا به مریضی گذشت. احساس می‌کنم تنم داره می‌پوسه و تنها کاری که براش می‌کنم اینه که رژ لب قرمز می‌زنم. رژلب قرمز حتی با بدن پیر و آویزون و فرسوده هم، یه کاری می‌کنه سوزن همه روت گیر کنه. دکتری که قراره فقط نسخه رو بده دستت و راهیت کنه می‌شینه ده دقیقه از دوران دانشجویی برات می‌گه. متصدی سینما خودشو بخاطرت تو دردسر میندازه تا سوئیچتو از زیر پای تماشاچی‌های سانس بعدی بکشه بیرون. مربی مهد بچه تازه یادش می‌افته سال نو رو بهت تبریک نگفته و از تعطیلاتش برات تعریف نکرده. اثر رژلب قرمز واقعیه. ولی این قرص‌های سرماخوردگی دیگه هیچ اثری روی من ندارند

.

هیچ نظری موجود نیست: